-
معماری سکون
چطورعادتها را در حالت خودکار نگه داریم؟» «از ساختن تا نگهبانی: چالش فصلبندی و حفظِ عادات در گذر زمان»
مشاهده کامل -
دولت کجامردم بی پول کجا
یکی پیدانشددردماروحس کنه زخم مارودواکنه برگ پاییز ماییم بی نامونشان ماییم
مشاهده کامل -
چرا حالم خوب نیست؟
برای خیلی از ماها پیش اومده زمانهایی که حالمون خوب نیست یا حوصله انجام هیچ کاری و نداریم و یا دلمون نمیخواد کسی رو ببینیم. حتی یه سری از افراد میگن نمیدونیم چرا حالمون بده و برای این حالمون هیچ دلیلی پیدا نمیکنیم.با به چالش کشیدن این حس و پرسیدن سوال هایی ک گفتم میتونی به جواب های درستی برسی.
مشاهده کامل -
تُو در میانِ همه چیزی
کاش همیشه بمن چسبیده بودی...برای عشقی که دوره و نمیتونی به آغوشش بکشی🫠🫂
مشاهده کامل -
-
-
-
هدیه
میگن هدیه زبان بی کلامه عشقه ، چیزی بین ما و افراد دیگه ، مثل نوری که از دلی به دل دیگه میرع
مشاهده کامل -
پاداش سکوت
وقتی هیچچیز تغییر نکرده، یعنی همهچیز در حال تغییر است در مسیر عادت، خاموشی به معنی بیحرکتی نیست. در واقع، سکوتِ پاداش همان مقدمهی دگرگونی است. شما به چشم چیزی نمیبینید، اما در زیر سطح، ذهن و بدن در حال مذاکرهای عمیقاند. ادامه دادن در دل سکوت، بالاترین درجهی پختگی است. چون کسی که در غیاب پاداش میماند، واقعاً «درونِ مسیر» قدم میزند، نه فقط در جادهی نتیجه.
مشاهده کامل -
احساس شکست با وجود موفقیت
داستان موفقیت گیتاریست مشهور دیو ماستین که با وجود موفقیتش احساس شکست میکرد...چطور میشه به رضایت درونی رسید؟شاید جواب در اینه که با چه معیارهایی خودت و عملکردت رو مقایسه میکنی...
مشاهده کامل -
قرار بی قرار
روایت شهید صدر زاده از کتاب قرار بی قرار در این قسمت داستان رو به پایان میرسونم تا اگر تا اینجای داستان رو گوش دادیدو دوست داشتید بقیش رو بخونید کتاب رو تهیه بفرمایید
مشاهده کامل -
-
دیوارهایی که عادت میسازند
در نهایت، ما درون محیطمان تنفس میکنیم، همانطور که ذهن درون تکرارها خودش را تبلیغ میکند. محیط، حافظهی خارجی ماست. میتواند مثل دوستی باشد که هر روز ما را به مسیر کوچکِ درستی هل میدهد — یا دشمنی که هر بار، بیصدا مسیر را لغزان میکند. هر دیوار، هر میز، هر عادت کوچک فضایی، در واقع معمارِ رفتار آیندهی ماست. اگر ذهن را یک بذر بدانیم، پس محیط خاک آن است — و هیچ بذری، صرفاً با نیت رشد نمیکند.
مشاهده کامل -
اثرمرکب
اثر مرکب، یک فرمول جادویی نیست؛ بلکه یک علمِ مهندسیِ ذهن است. این علم به ما میآموزد که نه تنها به قدمهای کوچک پاداش دهیم، بلکه به شکستهای کوچک نیز احترام بگذاریم، آنها را تجزیه کنیم و از آنها برای ساختن لایههای مقاومتری استفاده کنیم. هر روزی که از مسیر خارج میشوید و دوباره با یک قدم کوچک به مسیر بازمیگردید، در واقع در حال سفتتر کردن پایههای بنایی هستید که هرگز فرو نخواهد ریخت
مشاهده کامل -
چشم پنجره ای به بیرون و درون
تاحالا فکر کردید اگه بیدار بشیم و ببینیم دیگ بینایی نداریم چه اتفاقی میوفته؟
مشاهده کامل -
-
-
-
-
-
سایه ی لذت از درد
نگاهی عمیق به بیماری سادیسم و نشانه های آن و روش های درمانی و انواع آن
مشاهده کامل -
شهرهای خیالی
شاید همهی جهان ما، شهری باشد که شبها به عقب برمیگردد، و ما، فقط مسافران لحظههایی هستیم که از خاطره به واقعیت بازمیگردند.
مشاهده کامل -
-
-
پر نقش تر از فرش دلم بافته ای نیست
از بس که گِره زد به گِره حوصله هارا🧶🧵🪡 قسمتی از پادکست صدای آقای علی میرصادقی/در ادامه داستانی تعریف کردم از خاطرات سایمون سینک/درپایان قسمتی از کتاب زندگی من از چخوف... این پادکست درمورد عشق و دوستیه❣️✌️
مشاهده کامل -
-
-
کوله ای برای سفر
امروز میخواهم دربارهی «کولهای برای سفر» حرف بزنم… اما نه از آن کولههایی که بند دارد و زیپ و جیبهای کوچک و بزرگ از کولهای حرف میزنم که هرکدام از ما از لحظهی تولد، روی شانهمان افتاده
مشاهده کامل -
-
-
همزبان من
برای رفیق زندگیت که باهم زبان مشترک ساختین ،زبانی که فقط خودتون میفهمید. حتی نگاه شما قواعد و دستور خودشو داره.
مشاهده کامل -
-
تپش قلب2
قسمت دوم ایپیزود تپش قلب رو با ما همراه باشید گاهی ممکنه این عشق به سرانجام برسه. گاهی ممکنه نه اما حتی اگه یه روز تموم بشه، باز هم چیزی ازت کم نشده چون تو یاد گرفتی احساس کنی یاد گرفتی دل بدی یاد گرفتی قلبت ظرفیت دوست داشتن داره و این، خودش یه پیروزیه....
مشاهده کامل -
تپش قلب1
هر سفری ترس داره عاشق شدن هم داره ترس از نرسیدن ترس از تغییر کردن ترس از آسیب دیدن گاهی با خودت میگی: «نکنه بهتر بود وارد این مسیر نمیشدم؟»
مشاهده کامل -
روزمرگی و دغدغه های آن
زندگی قرار نیست همیشه پر از اوج باشد. قرار نیست هر روز شبیه فیلمها باشد اما میتواند آگاهانه باشد میتواند انتخابی باشد میتواند معنا داشته باشد و معنا چیزی نیست که پیدا شود؛ چیزی است که ساخته میشود هر روز با انتخابهای کوچک با توجه کردن با جرئت کردن شاید بزرگترین شجاعت در دنیای امروز، این نباشد که خیلی موفق باشی بلکه این باشد که نگذاری روزها بیحس از کنار تو عبور کنند.
مشاهده کامل -
-
پادکست نقش خوان_آن که میبیند
بیرون آمدن از جایگاهِ آمادهباش، شبیه باز شدنِ ناگهانی یک پنجرهی بزرگ بود. هوای دنیا دوباره برایم تازگی داشت؛ بوی خاک، بوی باران دوردست، و گرمای خورشیدی که حالا دیگر فقط یک ایدهی ذهنی نبود.
مشاهده کامل -
-
شهری که صدایش را از یاد برده بود
من از جنگلِ نبض بازگشتم، اما بازگشت من شبیه هیچ بازگشتی نبود. شب درونم مانده بود، مثل جوهری که در رگهای خیال جاریست. هر صدایی که شنیدم، معنا داشت، اما آن معنا دیگر زمینی نبود. از آن لحظه فهمیدم دنیا لایههایی دارد که تنها وقتی صدایمان را از دست میدهیم، میتوانیم بشنویمشان.
مشاهده کامل -
-
-
-
-
خانه ای که در صدا پنهان است
گاهی جهان چیزی برای گفتن ندارد، چون همهچیز را در گوش ما گفته است، امّا ما فراموش کردهایم چگونه گوش بدهیم. من «لیا» هستم، راوی رؤیایی که شاید هرگز پایان نداشته باشد… شاید در یکی از آن شبها که خواب از سقف آویزان است، صدایم را شنیده باشید. امشب باید از خانهای بگویم که در صدا پنهان بود. نه در جنگل، نه در کوه، نه حتی در خیال — بلکه در پژواک هر واژهای که از دهانم بیرون آمد. میگویند موسیقی، تنها صداییست که هرگز نمیمیرد.
مشاهده کامل -
-
-
-
-
-